Computer Vision Syndrome

یعنی همینمان کم بود!

CVS برای یه مهندس کامپیوتر یعنی چیزی شبیه به کری برای بتهون (البته من بیل گیتس نیستم ها!)

CVS سوزش و سرخ شدن چشم ها به دلیل کار مداوم با کامپیوتره. چیزی حدود 11 ساعت در روز پای کامپیوترم هستم. یه کم وحشتناکه اما 8 ساعت از 9 ساعت کار اداری و 2 ساعت هم توی خونه برای تزم.

وقتی می رسم خونه و لپ تاپ رو روشن می کنم دیگه چشم هام می خواد از حدقه بزنه بیرون!

 به شدت داره از محیط کارم خوشم میاد و مهم ترین عاملش گستردگی بی نظیر حریم شخصی، عدم تعریف محدوده کاری و شرح وظایف و ارتباطات گسترده و قوی با شرکت های تولید کننده ی نرم افزاره. دلیلش هم اینه که فسیلستان یه شرکت بسیار بزرگ تولیدیه اما واحد فن آوری اطلاعاتش سه نفر رو داره: یکیش رییسه، یکیش یه خانم فوق دیپلم کامیپوتره که باید بره دکمه ی ریست پرینترها و کامپیوترها رو بزنه تا مشکلات آدم های سازمان حل بشه و سومی هم منم که مشغول عملیات اکتشافی درون سازمان هستم! پس کسی برای برنامه نویسی و این جور کارها نمی مونه و تمام پروژه ها برون سپاری (outsource) می شن.

همون طور که تنفرم از دانشگاه داره بیشتر و بیشتر می شه علاقه ام به فسیلستان هم داره بیشتر و بیشتر می شه اما دچار تعصب نیستم و تا وقتی که فسیلستان واقعا فسیلستانه همین واژه رو براش به کار می برم حتی اگر دوستش داشته باشم.

به خاطر این سندرم لعنتی بیشتر از این نمی تونم بنویسم.

پ.ن.: خیلی پست و بی وجدان شدیم.

/ 2 نظر / 25 بازدید
همین نزدیکیا

شنیدم بهتره مدت طولانی به صفحه کامپیتر خیره نشی. سعی کن چشماتو کمی حرکت بدی. اون لینک رو هم دیده بودم. چی بگم؟ وقتی چشم عادت کنه به دیدن کشتار و جنگ و مرگ و گوشها به تهدید و فحاشی دیگه بهتر ازین نمی شه. نیروی انتظامی هم که تکلیفش معلومه!

زهرا

خیلی غرق فسیلستان شدی خواهر :دی